My Personal Weblog |
محمود عطاگزلي
تأثير خواجه احمد يسوي (فوق 562 هـ .ق) بر ادبيات و عرفان تركمنها و ساير اقوام تركزبان بر هيچ محققي پوشيده نيست. طريقت يسويه در پيدايش طريقتهايي همچون طريقت نقشبنديه (قرن هشتم)، حيدريه در خراسان (قرن سيزدهم)، بابايي و بكتاشي در آناتولي نقش اساسي داشته است.
ادبياتي كه از طريقت يسوي براي ما به يادگار مانده است، داراي ويژگيهاي زباني خاصي است. اين مهم احتياج به تحقيقات جامع زبانشناسان دارد.
طريقت يسويه به لحاظ اينكه در پيدايش طريقتهاي اسلامي تأثير داشته، ميطلبد كه محققان و انديشمندان براي پژوهش در اين طريقت دست به تحقيقات جدّيتري بزنند.
در بين مشايخ طريقت يسويه و نقشبنديه به شخصيتهاي نامآوري برميخوريم كه در زمان خود جهان اسلام چشم به آنها داشتهاند. «خواجه يوسف همداني» (فوت 535 هـ .ق) يكي از اين شخصيتها است. اكنون مقبرهي او در مرو زيارتگاه اهل دل و مشتاقان عرفان و تصوف است. تركمنها او را با نام «يوسف بابا» ميشناسند. اين شخصيت چنان تأثيري بر مريدان خود گذاشت كه از بركات آن هنوز هم جهان اسلام بهره ميبرد. ميتوان گفت در ايران دربارهي خواجه يوسف، تحقيقات اندكي صورت گرفته است. او پير و مرشد خواجه احمد يسوي و خواجه علدالخالق غُجدواني (فوت 575 هـ .ق) است.
خواجه احمد يسوي طريقت و عرفان را در بين اقوام ترك برد. خواجه عبدالخالق غجدواني سرسلسلهي «خواجگان» است. سلسلهي «خواجگان» بعدها به نام «نقشبنديه» معروف گشت. خواجه بهاءالدين نقشبند (فوت 791 هـ .ق) غير از انتساب به پيران سلسلهي خواجگان، تربيت از خليل آتا و شيخ قثم كه از مشايخ طريقت يسويهاند، نيز ديده است.خو اجه ا حمد يسوي براي گستر ش طريقت و عرفا ن خلفا ي ز يا د ي را به مناطق مختلف تركستان گسيل داشت.برخي از اسامي اين خلفاي خواجه احمدبه علل مختلف در د سترس ما نمي با شد . اما نام بر خي ديگر كه معرو فيت د يگري د ا رند و از پيران بزرگ آن طريقت بشمار ميروند برايمان باقي مانده است.
اولين خليفهي يسوي، «منصور آتا» فرزند باب آرسلان پير و مرشد خود وي است. بعد از «منصور آتا» فرزند او «عبدالملك آتا» و بعد فرزند او «زنگي آتا»ي مشهور به اين مقام رسيد، در مورد خليفهي دوم خواجه احمد، «سعيد آتاي خوارزمي» (متوفي 615 هـ .ق) اطلاعات چنداني نداريم.
سومين خليفهي يسوي، «حكيم سليمان آتا» است. او مشهورترين خليفهي يسوي در بين تركمنها است. اين اشتهار به سبب حكمتهاي اوست كه به شيوه و سبك پير خود سروده است. حكيم آتا بعد از فوت خواجه احمد، مريدان را دور خود گرد آورد. او اولين و مشهورترين پيرو ادبي خواجه احمد يسوي بشمار ميرود. آثار تركي اين عارف همانگونه كه در رشحات نيز بدان اشاره شده «... در معاملات درويشان... در تركستان معروف و مشهور است.» (1)
همانطور كه در كتب كختلف بدان اشاره شده است، خضر(ع) از كودكي به تربيت او همت گماشت و سليمان به كمك فيوضات آن حضرت(ع) به سرودن كلمات عبرتانگيز – كه به حكمت مشهور است – پرداخت.
در صفحات نخست «رسالهي حكيم آتا»، شعر «خضر –الياس آتام بار»، به عنوان نخستين سرودهي او معرفي ميگردد. در هر حال، چه بر اساس روايات صوفيه و چه به استناد شواهد تاريخي، او همچون خواجه احمد يسوي، شاعري متصوف به شمار ميرود.
كتبي كه به حكيم آتا نسبت داده ميشود، عبارتند از: «باقيرغان كتابي»، «آخر زمان كتابي» و «بيبي مريم كتابي» كه در آسياي ميانه جزو ادبيات مردمي بشمار ميروند و با وجد و علاقه خوانده ميشوند.
در بارهي او تحقيقاتي انجام گرفته است كه در ذيل ميخوانيد:
نام و نسب او
نام اصلي «حكيم آتا»، «سليمان» است. اسم كامل او «سليمان بن سوجوكلوك ابراهيم بن سليمان بن مراد» است. او يكي از شخصيت هايي است كه طا يفه آتاي
تركمن به او منسوب است .
بيست و دومين جد «حكيم سليمان آتا» حضرت عثما ن ذي النورين رضي الله عنه ميباشد(2).
او با نام هاي «سليمان آتا» و «حكيم خوا جه» نيز معروف است. در منظومههايش به غير از تخلص «قول سليما ن» از نام هاي «سليمان»، «سليمان باقيرغاني»، «حكيم سليمان»، «حكيم خواجه» و «حكيم خواجه سليمان» نيز استفاده كرده است.
فقير حاليمني سوْرسالار، مانگا حج نامه برسهلر
منينگ آتيمني سوْرسالار، سليمانِ باقيرغاني.
*
قوُل سليمان اوْقوُغيل، ديوانهلار تاريخين
عارفلارينگ يوْلوُندا، بولغول اؤزونگ ديوانه.
نوربخش قهستاني، نام حكيم آتا را «سلمان آتا» ضبط كرده است:
«سليمان اتا – قدس الله سره – كان من كبار اولالياء و علماءهم، من ارباب الاحوال و المقامات و الاطوار و الانوار و السير و الطير في عوالم الغيب من الملكوت و الجبروت، و له في معرفه و الارشاد و الشفقه و المروه و الفتوه شأن كبير بين اولياء الترك».(3)
ترجمه: سلمان اتا – قدس الله سره – لز بزگان اولياء و علماء ايشان بوده است. از صاحبان احوال و مقامات و اطوار و انوار و سير و پرواز در عوالم ملكوت و جبروت است. در معرفت و ارشاد و شفقت و مروت و فتوت شأني بزرگ در بين اولياء ترك دارد.
سال وفات وي
گرچه بنا روايتي سال وفات او را سال 562 هـ .ق (1167/1166 م.) يعني همان سال درگذشت خواجه احمد يسوي قدس سره قيد كردهاند(4). اما سال 582 هـ .ق (87/1186 م.) درستتر به نظر ميرسد و اكثر محققين بر اين تاريخ اتفاق نظر دارند(5).
نويسندهي خزينه الاصفياء در دو بيت، تاريخ وفات وي را بدين گونه آورده است:
چو پيوست به احكم الحاكمين
حكيم جهان اهل حكمت حكيم
به سالش بخوان آفتاب زمان
و گر هم بدان اهل حكمت حكيم(6)
كه سال وفات وي بر اساس اين شعر نيز سال 582 هـ .ق است.
مزار او
مولانا فخرالدين علي بن حسين واعظ كاشفي در كتاب خود «رشحات عين الحيات» ميآورد: «مسكن حكيم، ولايت خوارزم بوده و آنجا از دار دنيا رحلت نمودهاند، در موضعي كه آن را آق قورغان گويند، يعني قلعه سفيد. قبر مبارك ايشان آنجا معروف و مشهور است، يزار و يتبرك به». (7)
در مورد مزار وي كه به نام «آق قورغان» ثبت شده، دو قصبه با اين نام در آسياي ميانه و تركستان وجود دارد. يكي از اين قصبهها در نزديكي بخارا و افغان در حدود قصبه شيرآباد نام قشلاقي است. جهانگرد فرانسوي گ. كاپوس در اين مورد اطلاعات زيادي داده است(8). به غير از اين قصبه در جنوب شرقي قولچا (Kulça) در وادي تكش مركز خانات قديم مغول به جايي كه امروز قرقيزها بدان نام «آق قورغان» ميدهند، خرابهاي وجود دارد(9).
بنا به روايات، چون مزار حكيم آتا را در خوارزم نشان ميدهند، محتمل است «آق قورغان» مورد نظر همان قصبهاي باشد كه ك. كاپوس نشان ميدهد. اما اين امكان نيز وجود دراد كه همانطور كه مزار پدر خواجه احمد يسوي به نام «آق تربت» معروف شده، «آق قورغان» نيز نام عامي باشد كه به مزار هر ولي ممكن است اطلاق شود. امكان دارد حكيم آتا در قصبهاي به غير از اين دو «آق قورغان» كه نام برديم مدفون باشد كه براي ما نامعلوم است.
در منقبهاي ديگر از حكيم آتا نام شهر «آپاق» (آپ آق/ سفيد محض) «قورغان» (قلعه) وجود دارد. كاتانوف احتمال ميدهد كه آن «باقا قورغان» باشد. در خجند نيز نهري وجود دارد به نام «باقيرغان» كه به سيردريا ميپيوندد. در كنار اين رود، مقام يك ولي وجود دارد.
همانطور كه در «رساله حكيم آتا» آوردهاند، چهل سال مزار وي زير آب بوده است و بعد از آن آب فرو مينشيند. بعدها توسط شخصي به نام «خواجه جلال الدين» مزار وي پيدا ميشود.
و.و بارتولد در تركستان نامه در بارهي مزار حكيم آتا اينگونه آورده است: «قبر حكيم آتا را در زمان حاضر در نزديكي قنقرات كنوني نشان ميدهند.(10)»
بارتولد در كتاب ديگر خود «آبياري در تركستان» ضمن موضوع غرقاب شدن گرگانج مينويسد: «گذشته از گرگانج، جاهاي ديگري هم در كرانه غربي كه جنوبيتر واقع بودهاند غرقاب شدند، مثل هزاراسپ يا مقبرهي حكيم آتا كه شمالي و نزديك كونگراد (قنقرات) بوده.» (11)
او در جايي ديگر از اين كتاب مينويسد: «كويغون (قويغون) نام محلي بوده در اين سوي «باقيرغن» يعني مقبره حكيم آتا كه اقصي نقطه مردم اسكان يافته خوارزم در شمال شمرده ميشده. بنا به اخبار منابع روسي، خليج و رودك قويغون بر سر راهي كه از روسيه از طريق اوست يورت به اورگنج ممتد بوده، در 20 ورستي اورگنج قرار داشته.»(12)
و.و بارتولد در اثر ديگر خود ميآورد: «... اما راجع به كرانهي راست رود... مقدسي شرح مسير زير را «از محلي كه رود تنگ ميشود، تا مزداخكان ] ترجمه استخري: مزداجقان؟] كه برابر گرگانج به دو فرسخ از كنار رود قرار داشته (يعني نزديك خوجيلي) – نقل ميكند، به شرح زير:
رباط ماش 1 مرحله
رباط سنده 1 مرحله
بكيرغن (باقيرغان) 1 مرحله
شوره خان 1 مرحله
كاث 1 مرحله
خاس 1 مرحله
نوزكت 1 مرحله
وايخان 1 مرحله
نوباغ 1 مرحله
مزداخكان 2 مرحله از طريق رشت...
از محلي كه رود تنگ مي شود تا شوره خان كنوني تقريبا 90 ورست مسافت است و اين خود با چهار مرحله اي كه مقدسي ميگويد مطابق است. از شوره خان تا كاث باستاني (اكنون قريهي شيخ عباس ولي) قريب 30 ورست راه است. بكيرغن مقدسي به هر تقدير همان بكيرغن ابوالغازي نيست. محل اخير الذكر مرز شمالي قراي ازبكان خيوه را تشكيل ميداده ]پاورقي ــــ ابوالغازي، «شجره الاتراك»، چاپ دمزون <متن 276، 279، 280> ، ترجمه 298، 300، 301 از آنجايي كه اصطلاح بكيرغن آتا در اينجا مشاهده ميگردد، پس زادگاه حكيم آتاي مقدسي به رغم عقيده ك.گ زالمان، محتملا همان بكيرغن ابوالغازي است نه بكيرغن مقدسي (=]زالمان] «افسانه حكيم آتا»، ص 106](13).
مرحوم دهخدا نيز در لغتنامهاش ميآورد: «حكيم آتاي ــ نام موضعي بر ساحل جيحون مدفن حكيم يكي از شيوخ سلسلهي نقشبنديه و اين نهايت آباداني خوارزم است.» (14)
همين گفته را دكتر احمد رنجبر نيز در كتاب خود «خراسان بزرگ» از قول صنيع الدوله آورده است.(15)
توضيح اين مطلب ضروري است كه سلسلهي نقشبنديه منسوب به خواجه احمد يسوي (فوت 791 هـ. ق) و حكيم آتا (فوت 582 هـ.ق) بوجود آمده است و اين نظر كه حكيم آتا طريقت نقشبنديه داشته، صحيح نيست. بلكه بايد گفت طريقت يسويه در بوجود آمدن طريقت نقشبنديه تأثير بسزايي داشته است.
در «رساله حكيم آتا» نقل است كه او چون از پير خو خواجه احمد يسوي مأموريت يافت تا به ترويج طريقت يسويه بپردازد. احتمال دارد اين «امود» همان «آمو دريا» باشد. در زبان تركمني «دريا» به معناي «رود» است. اگر اين نظر درست باشد پس باقيرغان كه منسوب به وي است، بايد در خوارزم باشد و اين تحقيقي گستردهتر لازم دارد كه به عهده محققين ديگر گذارده ميشود.
شيخ وي:
شيخ او خواجه احمد يسوي بنيانگذار طريقت عرفاني يسويه است. حكيم آتا از كودكي در نزد خواجه احمد تربيت ميبيند. حكيم آتا، سومين خليفهي يسوي است.
طريقت يسويه، طريقتي است كه به وسيله خواجه احمد يسوي پايهريزي شد و بعدها توسط رهروان و مريدان او چنان گسترش يافت كه در دوران خود او يكي از بزرگترين طريقتهاي اسلامي بشمار ميرفت و ميتوان گفت بيشتر پيران اين طريقت تركزبان بودند.
خواجه احمد يسوي به نوبه خود خرقه خلافت از خواجه يوسف همداني گرفت و بعد از پير روشن ضمير خود بر مسند ارشاد نشست. وفت خواجه احمد به اتفاق اهل اخبار در 562 هـ.ق است و مزار او در قصبهي يسي است.
در شمارههاي آينده فصلنامه، با خواجه احمد يسوي بيشتر آشنا خواهيم شد.
رهروان حكيم آتا
«زنگي آتا» كه او را «زنگي بابا» نيز ميگويند، از ميان خلفاي حكيم آتا، مشهورترين آنان است. زنگي آتا در كوههاي تاشكند به چوپاني گاوهاي مردم مشغول بود، وقتي خبر وفات حكيم آتا را شنيد به خوارزم آمد و قبر شيخ را زيارت كرد. بعد از مدتي به وصيت خود حكيم آتا، با همسر وي «عنبر انه» ازدواج نمود.
در رشحات آورده است: «مولد و مسكن ايشان ولايت شاش بوده و قبر مبارك ايشان نيز آنجاست و خلق به زيارت آنجا روند و به مرادات واصل شوند... ايشان نبيره بابا ارسلان بودهاند و فرزند تاج خواجه و سالها در ظل تربيت والد شريف خود بودهاند و بعد از وفات والد به اشارت غيبي و ايماء لاريبي عمرها ملازمت حكيم آتا نمودهاند و بعد از وفات حكي، زوجه ايشان را كه عنبر انا نام اوست به حبالهي عقد خود درآوردهاند و او دختر بوراقخان بوده. ايشان را از عنبر انا اولاد و احفاد بزرگوار پيدا شده همه عالم و عامل و فاضل و كامل كه هر يك در زمان خود مقتداي سالكان و رهنماي طالبان بودهاند... بعضي گفتهاند زنگي آتا بحسب ظاهر حكيم آتا را درنيافته بودند و تربيت حكيم آتا ايشان را بحسب معني و روحانيت بوده، نه بحسب ظاهر و صورت و قول اول اصح است.»(16)
در اين صفحه سلسلهي طريقتي حكيم آتا آورده ميشود. انشاءالله در شمارههاي بعدي به يكي ديگر از عرفاي اين سلسله خواهيم پرداخت.
زوجه و فرزندان او
نام همسر او به نوشته رشحات عين الحيات «عنبر» دختر «بوراقخان» است(17). نام پدر «عنبر» در مذكر احباب، «بوغراخان» ضبط شده است.(18).
به نظر روايت مذكر احباب درست باشد، چرا كه در «رساله حكيم آتا» نيز بدين صورت آمده است. همسر او به خاطر احترامي كه در بين تركمنها و ساير اقوام ترك دارد، به نام «عنبر انه» مشهور است.
بنا به نوشته «رساله حكيم آتا» او داراي سه فرزند از اوست كه نام آنها بدين صورت آمده است: «محمود خواجه، اصغر خواجه، حُبّي خواجه». (19) اما «شجرهنامهي آتاي تركمن» او را داراي چهار فرزند ميداند و نام «قوچغار خواجه» را نيز بدانها ميافزايد.(20)
«عنبر انه» بعد از وفات حكيم آتا به وصيت خود وي به عقد زنگي آتا درميآيد و از او نيز داراي فرزنداني ميشودكه همگي آنا نيز اهل حال و مكاشفه بودهاند.
آثار وي
حكيم آتا در بين تركان شمال علاوه بر عارفي صاحب كرامت، شاعري است كه براي گسترش دين اسلام شعر گفته است. مخاطب شعر او قلبهاي مردم است. او اول كسي است كه در شعر به پيروي از شيوهي شيخ خود خواجه احمد يسوي «حكمت» سروده است. اشعار او از نظر موضوع، وزن و شكل بسيار نزديك به «ديوان حكمت» است. او با اينكه پيرو ادب عرفاني خواجه احمد يسوي است. نوآوريهايي نيز دارد كه تكامل او را در شعر عرفاني نشان ميدهد.
ما در اينجا به معرفي سه اثر او كه در مكتبخانههاي قديمي تدريس و نسخهبرداري ميشده است ميپردازيم:
1.«باقيرغان كتابي»: نسخههاي مختلف اين اثر در بين اقوام تركزبان پراكنده است. اين كتاب كه اولين بار به سال 1846 م. در قازان به چاپ رسيد، دربردارندهي شعر چهارده شاعر است. اين كتاب 125 شعر و 8 حكايت منظوم دارد. از بين اين شعرها 44 شعر به حكيم سليمان آتا، 21 شعر به شمسالدين، 19 شعر به ايقاني، 13 شعر به عبيدي، 12 شعر به خواجه احمد يسوي، 4 شعر به شريف، 4 شعر به خداداد تعلق دارد و از شهودي، غزالي، شيخي، فقيري، قاسم و غريبي هر كدام يك شعر در اين كتاب آمده است. در پايان 8 حكايت منظوم آورده شده كه 3 حكايت آن از شمسالدين، 2 حكايت از حكيم آتا، 1 حكايت از عبيدالله (عبيدي؟)، 1 حكايت از ختايي است. شاعر يك حكايت منظوم ديگر نامعلوم است كه احتمال دارد حكيم آتا باشد.
«باقيرغان كتابي» در سالهاي 1857، 1877 و 1903 ميلادي نيز در شهر قازان چاپ شده است.
2.«آخر زمان كتابي»: اين كتاب شامل «دؤرتلوك»هايي است كه با نام «تقي عجب كتابي» در بحر هزج تأليف يافته و در شانزده صفحه به سال 1847 م. براي اولين بار در قازان به چاپ رسيده است.
در اين كتاب تصويرهاي كوتاه از قيامت ارائه شده كه در اعتقادات اسلامي كم و بيش ديده ميشود. اما ويژگي بارز اين كتاب آن است كه در آن از تاريخ قطعي برخي از اتفاقات صحبت شده است.
3.«حضرت مريم كتابي»: اين كتاب كم حجم كه در بحر مديد سروده شده به سال 1878 م. در هشت صفحه در شهر قازان به چاپ رسيده است. در تحقيقي كه س.م. ماتوِيف S.M. Matveev به سال 1895 م. انجام داده قيد شده كه اين كتاب در حلقههاي ذكر دارويش آسياي ميانه به صورت جهر، همچون حكمتهاي شيخ احمد يسوي دسته جمعي خوانده ميشده است.
وفات حضرت مريم(ع) در اين كتاب به شكل داستاني زيبا آورده شده است. اين حكايت در قصص الانبياء ربغوزي نيز وجود دارد. كاتانوف شكل شرقي اين روايت را از زبان مردم شهر تورفان تركستان آورده است.
***
آثاري كه منسوب به سليمان باقيرغاني است بر اساس نسخههاي خطي است كه در بين تركان شمال پراكنده شده است. به نظر ميرسد كه نسخ اصلي اين آثار به روزگار ما نرسيده باشد. قبل از اينكه حكمي قطعي در اين باره داده شود، بهتر است در كتابخانههاي آسياي ميانه تحقيقي گسترده صورت گيرد. چرا كه به سبب چاپ اين آثار در قازان احتمال دارد زبان اصلي آن نيز تحريف و به زبان تركي معمول قازان درآمده باشد.
در اينجا لازم است اين مهم يادآوري شود كه زبان نسخهها در زمانهاي مختلف به دست نسخه برداران و بعدها توسط ناشران تحريف شده است. به همين دليل تحقيق در مورد زبان اين نسخهها مسئله مهمي است كه پرداختن به آن احتياج به آگاهي از دورههاي مختلف دگرگوني زبان تركي و شاخههاي آن دارد.
4.«اشعار پراكنده»: اين اشعار توسط نگارنده مقاله، از ميان دستنوشتههاي به جاي مانده و نيز از «باقيرغان كتابي» استخراج شده كه انشاءالله بعد از تحقيقي جامعتر به چاپ خواهد رسيد.
نظري به «رسالهي حكيم آتا»
اين كتاب كه در مناقب حكيم آتا نوشته شده است، از قرنهاي پيش بين تركان شمال و قرقيزها رواج داشته است. نويسندهي اين رساله تاكنون براي محققين ناشناخته مانده است. به نظر برخي از محققان اين رساله سراسر افسانه است كه دربارهي حكيم آتا ساخته شده است.
به نظر ما گرچه اين رساله، حكاياتي خارقالعاده از حكيم آتا در خود دارد، ولي نبايد فراموش كرد كه تمامي اين مسائل خارقالعاده در عرفان و تصوف اسلامي به عنوان «كرامات اولياء» مطرح ميشود.
ما با استفاده از «رساله حكيم آتا» به شرح كلي زندگاني او ميپردازيم. كودكي سليمان آتا در «رساله حكيم آتا» بدينگونه آورده شده است:
«او در كودكي مانند ديگر بچههاي مكتبخانه، قرآن را به گردن نميآويخت. او قرآن را بر بالاي سر ميگرفت و آن را با احترام حمل ميكرد. وقتي درساش تمام ميشد، رو به مكتبخانه بيرون ميرفت. روزي خواجه احمد يسوي در درب مسجد نشسته بود و اين حال او را ديد. بسيار خوشحال شد و با رضايت پدر و مادر سليمان تربيت او را به عهده گرفت. سليمان در پانزده سالگي مريد خواجه احمد شد. روزي حضرت خضر(ع) به ميهماني خواجه احمد آمده بود. خواجه احمد كودكان را براي آوردن هيزم فرستاد. باران تندي شروع به باريد كرد و تمامي هيزمهاي كودكان در خيس شد. از بين اين هيزمهاي آورده شده، هيزم سليمان خشك بود. او لباس خود را به دور هيزم پيچانده بود تا خيس نشوند. خضر(ع) از اين عمل سليمان خوشحال شد و به او لقب «حكيم» داد. بعد آب دهان مبارك خود در دهان او انداخت. درون حكيم، مملو از فيض شد. حضرت خضر(ع) گفت: «ياالله، فيض اظهار كن!». حكيم آتا اين ابيات را سرود:
اسكي اوسكي بوركيم بار،
ساريق سارسيق گؤركيم بار،
شيخيم اوتونغه ايذسه،
بارماسقه نه اركيم بار.
خواجه احمد، به سبب لياقتهايي كه حكيم آتا از خود نشان داد، او را به عنوان خليفه، براي ترويج عرفان به شرق تركستان فرستاد. او به حكيم ميگويد: «نزديكيهاي سحر برايت شتري خواهد آمد. سوار آن شو و براه بيفتد. در هر مكاني كه ايستاد، آن جا را موطن خود كن!»
وقت سحر شتر حكيم آتا از راه ميرسد و سوار بر آن شده و افسارش را رها ميسازد. شتر به طرف شهر به راه مي افتد و وقتي به محلي به نام «بينوا آرقاسي» واقع در غرب خراسان ميرسد ميايستد. حكيم هر كاري ميكند، شتر راه نميافتد و نعره ميكشد. بدان جهت آن موضع حكيم را «باقيرغان» ميگويند.(21)
حكيم آتا در آنجا كرامات زيادي نشان ميدهد و بوغراخان حاكم آنجا با تمامي جماعت، مريد او ميشود. بوغرا خان اموالش را نيز نياز حكيم ميكند و دختر صاحبجمال خود را كه «عنبر» نام داشت به تزويج حكيم در ميآورد.م زيادي از اطراف به آنجا كوچ ميكنند و آن محل را «باقيرغان» نام ميگذارند.
حكيم آتا و حُبّي خواجه
حُبّي خواجه از فرزندان حكيم آتا ماجرايي شنيدني دارد. او به به سبب اختلافي كه با پدرش پيدا ميكند از نزد او ميرود. پدر براي يافتنش كوشش زيادي ميكند، اما او را نمييابد. حكيم آتا در فراق فرزند خود اين شعر را سروده است:
وادريغا يرنينگ گؤكنينگ آراسيندا
ييتوُرديم من شوُنقار قوُشوُم تاپماس منأ.
انشاءالله در مقالات آينده به شرح زندگاني حُبّي خواجه كه در بين تركمنان به «سلطان حبي» اشتهار دارد خواهيم پرداخت و از مزار وي كه در تركمنصحراي ايران است گزارش تهيه خواهيم كرد.
زيرنويسها:
1-رشحات عين الحيات، ص 21 .
2-شجره نامهي آتاي تركمن، دست نوشتهي طاغنياز شيخ، به اهتمام محمود عطاگزلي، آمادهي چاپ.
3-سلسله الاولياء، نوربخش قهستاني (متن عربي)، به كوشش محمدتقي دانش پژوه، جشن نامه هانري كربن زير نظر سيدحسين نصر، تهران 1356.
4-اسلام آنسيكلوپديسي، ج 5، 1-استانبول، 1950م، ص 101.
5-سيري در تاريخ و لهجههاي تركي، دكتر جواد هيئت، چاپ دوم، نشر نو، تهران، 1366، ص 67.
6-ترك ادبياتيندا ايلك متصوفلر، پاورقي ص 88.
7-رشحات عين الحيات، ص 21 و ترجمه تركي آن، ص 16.
8-G. Capus, A travers le Royaume de Tamerlan, Paris, 1892, ص 120 و 140 به نقل از ترك ادبياتيندا ايلك متصوفلر، پاورقي ص 88.
9-E. Reclus, Geographie universelle به نقل از همان مأخذ، همان صفحه.
10-تركستان نامه، و.و. بارتولد، انتشارات فرهنگ ايران، 1352، پاورقي صفحات 338 تا 340.
11-آبياري در تركستان، و.و. بارتولد، ترجمه كريم كشاورز، انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، آذرماه 1350، ص 117.
12-همان مأخد، ص 123، به نقل از كاللائور، «شهرها و روستاهاي باستاني»، ص 69-66.
13-تركستان نامه، صفحات 338 تا 340.
14-لغتنامهي دهخدا، ذيل حكيم آتاي.
15-خراسان بزرگ، دكتر احمد رنجبر، انتشارات اميركبير، 1363، ص 142.
16-رشحات عين الحيات، ص 21 و 22.
17-همان اثر، پاورقي ص 22، و ترجمه تركي رشحات، ص 16 به نقل از ترك ادبياتيندا ايلك متصوفلر، پاورقي ص 88.
18-مذكر احباب، ج 5، ص 534 به نقل از ترك ادبياتيندا ايلك متصوفلر، پاورقي ص 88.
19-چند ورق به جا مانده از رسالهي حكيم آتا، دستنوشته قديمي و نيز ترك ادبياتيندا ايلك متصوفلر، ص 90
20-شجره نامه آتاي تركمن.
21-Muhammedanskiy rasskaz o sv-deve Marii, izv, obšc arheol, istor. I etnogr-pri kazansk. Univ., 1895, XIII, I. به نقل از اسلام انسيكلوپديسي.
22-نعره كشيدن شتر در زبان تركي قديم «باقيرماق» است كه امروز در زبان تركي تركمني «باغيرماق» تلفظ ميشود.
منبع: سايت ياپراق
2008/1/1© Ata Türkmen
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|